ایسانایسان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره

☃ لـحظه لـحظه بـا آیسان

گردش با خاله ها چیتگر

این هفته با خاله های مامانی دسته جمعی رفتیم چیتگر خیلی بهت خوش گذشت کلی هم رقصیدی تا اهنگ میشنوی سریع شوروع میکنی به رقصیدن خیلی قرتی شدی بلا کلی تاب بازی کردی   کلی نی نای نای کردی اینم دوستات باربد سارینا النا تازه شاباش هم از خاله بهجت گرفتی اوناهاش تو یقته بعد این همه رقصین خانومی دیگه از پا افتادیو تو نئنو خوابت برد ...
25 خرداد 1391

خرابکاریها

ایسان خانم خیلی خراب کار شده مثل چند روز پیش که انقدر سبد سیب زمینی و پیاز کشد این ور اون ور انقد ازش بالا رفت تا اینکه افتاد رو کلش مامانی هم شکار لحظه ها کرد و عکسشو گرفت     وقتیم که ظرف گوش پاکنو پیدا میکنی در شو باز میکنی و همه جا پخششون می کنی ای شیطون کوچولو بلا ...
8 خرداد 1391

این مدت که نبودیم ایسان خانم چی کرده

بالاخره اسباب کشی کردیم و اومدیم خونه جدید تو اندیشه تو این مدت ایسان جونم خیلی کارا یاد گرفتی که نشد همشونو به موقع تو صفحت بزارم   درست روز اسباب کشی بود که گذاشته بودمت خونه زن عمو افسانه که یاد گرفتی یکم به جلو چهار دستو پا بری ولی نه زید زود خسته میشدی و می شستی البته من ندیده بود م تا دو روز بعد که ا سباب کشی کردیم و شب خونه اقاجون بودیم داشتیم شام می خوردیم که دیدم داری چهار دستو پا راه می ری نمیدونی که چه ذوقی کردم  خیلی خوشحال شدم  الهی که مامانی قوربونت بره چند روز بعد دیدم که دوتا دندون کوچولو اون بالای دهن خوشگلت در اوردی سومین و چهارمین دندونت  م...
1 خرداد 1391