استعداد نقاشی
چند روز پیش خونه عزیز اشرف بودیم خاله فروغ تخته وایت برد رو اورد برات تا سرگرم بشی و یه جا بشینی عزیزم هم بهت میگفت که ادم بکش چشم بذار براش من یکم توجهم جلب شد به نقاشیت که دیدم بله داری قشنگ یه صورت ادم میکشی و براش دو تا چشم گذاشتی دو تا گوش کنار صورتش دقیقا دماغ رو هم درست پایین چشمها میذاشتی خیلی قشنگ هم براش مو میکشیدی یعنی من که داشتم خود زنی میکردم از تعجب و ذوق که اینارو کی یاد گرفته که عزیز گفت من یادش دادم و واسه ما الان داشت رو میشد
برایه دستاشم پایین کله دوتا خط میکشیدی
بعدش گفت ماهی بکش قشنگ یه شکل کشیده به صورت ماهی کشیدی براش یدونه چشم گذاشتی انتهایه ماهی مثل ضرب در به هم رسیده بود و تهش باز مونده بود که با یه خط به هم مصلشون کردی و یه سه گوش شد دم ماهی واسه غذاشم یه عالمه نقطه نقطه میذاشتی یعنی قیافه من دیدینی بود انقدر بوست کرد که نقاشی به این قشنگی کشیدی عزیزم از نقاشیت فیلم گرفتم گفتم یه نقاشی دیگه بکش تا عکس بگیرم که عکسهاشو برات میذارم
اینجا داری ماهی میکشی


از ادم کشیدنت نتونستم عکس بگیرم که اومدیم خونه و شما خودکار پیدا کردی و رو دیوار اثر هنری از خودت به جا گذاشتی

این ماهیه

اینم آدم

تمام این کارتها رو یاد گرفتی و اسمهاشون رو تکرار میکنی و حالا باهات این بازی رو میکنم که کارتهایه کوچیک رو روی شکلها شبیهشون بذاری و خوب هم یاد گرفتی عزیزم


اینم از ادمکی که برات درست کردم با چند تا لباس که جای لباسهاش رو یاد بگیری و سر جاشون بذاری یه مدل جورچین میشه


اینم دیروز که رفته بودیم خونه خاله من و دختر خاله زینب و دوستت النا هم اونجا بودن وای که چقد شیطونی کردی اون روز زود از خواب بیدار شده بودی و خوابت بهم خورده بود انرژیت دوبرابر شده بود و اصلا یه جا بند نمیشدی
اینجا دو تاییتون داشتید بازی الکی بخند رو انجام میدادید همش میخندیدید 

النا هم کم کم از ایسان یاد گرفته بودی به شیطونی کردی و اینجا النا خط میداد به ایسان النا میدوید و ایسانم دنبالش 
جالب اینجاست که شب زینب زنگ زده میگه النا یه جا نمیشینه از در و دیوار داره میره بالا 
خیلی رو النا تاثیر میذاری مامان جونم 


اینجا هم گذاشته بودیمتون رو اپن که یکم اروم بگیری که نگرفتی و خودت میخواستی بیای پایین که این شکلی وسط زمین و آسمون موندی

با چه تلاشی خودت رو نگه داشته بودی که نیفتی

پوشک گرفتنت خدا رو شکر خوب پیش رفت اوایل شبها هم جیش داشتی و یکی دوبار جات خیس شد واسه همین شبها بیدار میشدم و میبردمت دستشویی ولی الان چند شب میشه که بیدارتمیکنمو ازت سوال میکنم جیش داری بریم دستشویی و شما هم میگی ندارم میخوابم و تا صبح خودترو نگه میداری و جیش نمیکنی
بیرون رفتنی هم اصلا یادت نرفته خدا رو شکر دیروز داشتیم خرید میکردیم که شما اعلام کردی جیش کردم اونم با صدایه بلند حالانگو کی بگو من دست زدم پشتت دیدم بله انگاری یه خبرهایی اون تو هست و از نوع بدش انگاری
خریدامون رو حساب کردیم تا ببرمت تو ماشین لباساتو عوض کنم شما هم که ول کن نبودی مدام میگفتی جیش کردم تا برسم تو ماشین کلی بهت غر زدم
که چرا یادت رفت باید میگفتی ... خلاصه رسیدیم دم ماشین لباستو در اوردم دیدم خبری نیست تازه دوزاریم افتاد که دستشویی داری و کلمشو اشتباه میگفتی و من هم اشتباهی حس کرده بودم که تو لباست خرابکاری کردی خلاصه کلی قربون صدقت رفتم که افرین که خودترو نگه داشتی 
بعدشم که اومدیم پیش بابایی هر کسی که نگاهت میکرد بهش میگفتی جیش کردم 
کلا وقتی بیرونیم و میبرمت دستشویی بعدش به همه اعلام میکنی چی کار کردی فکر کنم خودت هم مثل من باورت نمیشه که دیگه دستشوییت رو میتونی نگه داری
یه چیز جالب که ادم چه کار ها که فکرش رو نمیکرد وقتی که پدر مادر میشه میکنه کی فکر میکرد که یه روزی وقتی یه نفر جیش یا ..... کنی تو از ته دل قربون صدقش میری و در پوست خودت نمیگنجی 
ولی تو خونه بعضی وقتها بازیت میگیره و پی پیت رو نگه میداری و هی میگی جیش دارم میری میشینی رو صندلیت ولی کاری نمیکنی و پا میشی 
تو سن 2 سال 2 ماهگی از پوشک گرفتمت عزیزم
حالا لغت نامت
انگور .خوابیدم . بیرون .بشکون(گردو بشکون).موتور . پرچم .عاشق پرچم های تو خیابونی.دستمال.روشن کن .سرده.روسری.عروس.خوشگل.بوس کنم .خوردم.بخورم.اوف شده.
فعلا اینها یادمه بعدا میام اضافه میکنم هنوز دو کلمه ای حرف میزنی


استعداد نقاشی
