ایسانایسان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره

☃ لـحظه لـحظه بـا آیسان

استعداد نقاشی

1392/10/3 10:17
1,091 بازدید
اشتراک گذاری

چند روز پیش خونه عزیز اشرف بودیم  خاله فروغ تخته وایت برد رو اورد برات تا سرگرم بشی و یه جا بشینی  عزیزم هم بهت میگفت که ادم بکش چشم بذار براش من یکم توجهم جلب شد به نقاشیت که دیدم بله داری قشنگ یه صورت ادم میکشی و براش دو تا چشم گذاشتی دو تا گوش کنار صورتش دقیقا دماغ رو هم درست پایین چشمها میذاشتی  خیلی قشنگ هم براش مو میکشیدی یعنی من که داشتم خود زنی میکردم از تعجب و ذوق که اینارو کی یاد گرفته که عزیز گفت من یادش دادم و واسه ما الان داشت رو میشد

برایه دستاشم پایین کله  دوتا خط میکشیدی

بعدش گفت ماهی بکش قشنگ یه شکل کشیده به صورت ماهی کشیدی براش یدونه چشم گذاشتی انتهایه ماهی مثل ضرب در به هم رسیده بود و تهش باز مونده بود که با یه خط به هم مصلشون کردی و یه سه گوش شد دم ماهی واسه غذاشم یه عالمه نقطه نقطه میذاشتی یعنی قیافه من دیدینی بود انقدر بوست کرد که نقاشی به این قشنگی کشیدی عزیزم از نقاشیت فیلم گرفتم گفتم یه نقاشی دیگه بکش تا عکس بگیرم که عکسهاشو برات میذارم

اینجا داری ماهی میکشی

از ادم کشیدنت نتونستم عکس بگیرم که اومدیم خونه و شما خودکار پیدا کردی  و رو دیوار اثر هنری از خودت به جا گذاشتینیشخند

این ماهیه

اینم آدم

تمام این کارتها رو یاد گرفتی و اسمهاشون رو تکرار میکنی و حالا باهات این بازی رو میکنم که کارتهایه  کوچیک رو روی شکلها شبیهشون بذاری و خوب  هم یاد گرفتی عزیزم

 اینم از  ادمکی که برات درست کردم با چند تا لباس که جای لباسهاش رو یاد بگیری و سر جاشون بذاری یه مدل جورچین میشه

اینم دیروز که رفته بودیم خونه خاله من و دختر خاله زینب و دوستت النا هم اونجا بودن وای که چقد شیطونی کردی اون روز زود از خواب بیدار شده بودی و خوابت بهم خورده بود انرژیت دوبرابر شده بود و اصلا یه جا بند نمیشدی

اینجا دو تاییتون داشتید بازی الکی بخند رو انجام میدادید همش میخندیدید قهقهه

النا هم کم کم از ایسان یاد گرفته بودی به شیطونی کردی و اینجا النا خط میداد به ایسان النا میدوید و ایسانم دنبالش قهقهه

جالب اینجاست که شب زینب زنگ زده میگه النا یه جا نمیشینه از در و دیوار داره میره بالا تعجب

خیلی رو  النا تاثیر میذاری مامان جونم خنده

اینجا هم گذاشته بودیمتون رو اپن که یکم اروم بگیری  که نگرفتی و خودت میخواستی بیای پایین که این شکلی وسط زمین و آسمون موندی

با چه تلاشی خودت رو نگه داشته بودی که نیفتی

پوشک گرفتنت خدا رو شکر خوب پیش رفت اوایل شبها هم جیش داشتی و یکی دوبار جات خیس شد واسه همین شبها بیدار میشدم و میبردمت دستشویی ولی الان چند شب میشه که بیدارتمیکنمو ازت سوال میکنم جیش داری بریم دستشویی و شما هم میگی  ندارم میخوابم و تا صبح خودترو نگه میداری و جیش نمیکنی

بیرون رفتنی هم اصلا یادت نرفته خدا رو شکر دیروز داشتیم خرید میکردیم که شما اعلام کردی جیش کردم اونم با صدایه بلند حالانگو کی بگو من دست زدم پشتت دیدم بله انگاری یه خبرهایی اون تو هست و از نوع بدش انگاری سبزخریدامون رو حساب کردیم تا ببرمت تو ماشین لباساتو عوض کنم شما هم که ول کن نبودی مدام میگفتی جیش کردم تا برسم تو ماشین کلی بهت غر زدمعصبانی که چرا یادت رفت باید میگفتی ... خلاصه رسیدیم دم ماشین لباستو در اوردم دیدم خبری نیست تازه دوزاریم افتاد که دستشویی داری و  کلمشو  اشتباه میگفتی و من هم اشتباهی حس کرده بودم که  تو لباست خرابکاری کردی خلاصه کلی قربون صدقت رفتم که افرین که خودترو نگه داشتی بغل

بعدشم که اومدیم پیش بابایی هر کسی که نگاهت میکرد بهش میگفتی جیش کردم خجالت

کلا وقتی بیرونیم و میبرمت دستشویی بعدش به همه اعلام میکنی چی کار کردی فکر کنم خودت هم مثل من باورت نمیشه که دیگه دستشوییت رو میتونی نگه داریماچ

یه چیز جالب که ادم چه کار ها که فکرش رو نمیکرد  وقتی که پدر مادر  میشه میکنه کی فکر میکرد که یه روزی وقتی یه نفر جیش یا ..... کنی تو از ته دل قربون صدقش میری و در پوست خودت نمیگنجی چشمک

ولی تو خونه بعضی وقتها بازیت میگیره و پی پیت رو نگه میداری و هی میگی جیش دارم میری میشینی رو صندلیت  ولی کاری نمیکنی و پا میشی آخ

تو سن 2 سال 2 ماهگی از پوشک گرفتمت عزیزم

حالا لغت نامت

انگور .خوابیدم . بیرون .بشکون(گردو بشکون).موتور . پرچم .عاشق پرچم های تو خیابونی.دستمال.روشن کن .سرده.روسری.عروس.خوشگل.بوس کنم .خوردم.بخورم.اوف شده.

فعلا اینها یادمه بعدا میام اضافه میکنم هنوز دو کلمه ای حرف میزنی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (21)

تینا
18 آبان 92 11:41
مبارک باشه خانم شدنت و مستقل شدنت و البته خالی نشدن جیب مامان بابات بابت این پوشک بی انصاف ...تبریک فرزانه جون


خدایش باید یه سور بدم واسش ماهی 50تومان راحت میریختیم سطل اشغال خیلی کفری میشه ادم به خدا
ممنونم عزیزم
مامان پريسا خانوم
18 آبان 92 15:23
عزززززززيزم مثل پريساي من نقاشي مي كشه منم نقاشي پريسا رو آوردم مثل آيسان جون صورت ميكشه چشم و ابرو و دهن گاهي پا گاهي دست و پا هم ميكشه
مامان جون منم هنوز پريسا رو از پوشك نگرفتم ميترسم شروع كنم پريسا هم همسن با آيسان عزيز. قبلنا يعني حدود 22 ماهگيش اينكارو يك هفته اي كردم اما شكست خوردم حالا يه بار ديگه خيلي نگرانم


پس جفتشون باهوشن و استعداد نقاشی دارن
خیلی مرحله سختی واقعا صبر و حوصله زیادی میخواد ولی هر چه زودتر باهاش کنار بیایم بهتره
انشاالله شما هم به زودی زودی میتونید از پوشک بگیریدش
مامان بنیتا
19 آبان 92 2:17
عزیزم مبارک باشه..خداروشکر که این مرحله سخت رو هم پشت سر گذاشتی و خانوم تر شدی
قربونش برم نقاش کوچولو چه قدرم ناز نقاشی می کشهقلب][


ممنونم عزیزم
محبوبه مامان الینا
19 آبان 92 9:42
عزیزم چه نقاشهای خوشگلی کشیده
وای اون آدمکه و لباساش چه بانمکن
اون قضیه جیش کردم خیلی باحال بود



ممنونم عزیزم
بیچاره بچم تا ما زبونش رو بفهمیم چی میکشه
مامان آنی
19 آبان 92 9:47
مبارک باشه دخمل ناز پس دیگه یعنی برای خودت خانمی شدی
فرزانه جون از جور چینی که ساخته بودی خیلی خوشم اومد عالی بود


ممنونم عزیزم چه کنیم دیگه از بیکاری میشینیم اینارو درست میکنیم
صـبــا خاله ی آیـــســـا
19 آبان 92 10:38
چ نقاشی خوشگلی به به لذت بردم


ممنونم عزیزم
محبوبه مامان الینا
19 آبان 92 10:52
فرزانه جون مگه تو این 6 سال تونستی درستش کنی؟بیخیال همینجوری شکل گرفتن دیگه کاریش نمیشه کرد بجز اینکه کلی حرص میخوریم خاهر


به قول معروف نرود میخ اهنین در سنگ
انلاینیا یکم کار کن بابا بذار روزی حلا در بیاری
شوخی کردمـــــــــــــا
الناز مامان بنیا
19 آبان 92 13:04
بلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


اوف خیلـــــــــــــــــی بلا
مامان آیسلی
19 آبان 92 13:53
آفرین نازم که یک مرحله دیگه بزرگتر وخانمتر شدی هزارماشالله به نقاش کوچولوی نازم جیگرتو بخورم عسل بانو


افرین به مامانش که بااین همه سختی تونست این دخملی رو از پوشک بگیره
مارال - مامان روشا
19 آبان 92 15:24
الهی خاله قربونت بره با اون نقاشی های خوشگلت
خیلی عالیه اگه استعداد نقاشی داره خوبه که سه سالگی بزاریش کلاس نقاشی
روشای من تازه یاد گرفته گردالی بکشه
فلش کارت ها چیز خوبی هستند برای یادگیری ما فقط بخاطر تصاویرش استفاده میکنیم نه برای یاد گرفتن خواندن
چه ایده ی خوبی برای آموزش لباس ها پیدا ابداع کردی البنه نوع کاغذیش رو دیدم ولی به نظرم این آدمک و لباس هایی که خودت درست کردی خیلی بهترن
خوش به حال آیسان که دوست هم سن و سال داره


ممنونم عزیزم
کارتهای خوبیه واسه اموزش ولی هنوز واسه خوندن خیلی زوده
اره خدا رو شکر هم بازی زیاد دورو ورمون داره
الهام مامان یسنا
19 آبان 92 16:46
ماشالله دختر با استعداد. خیلی قشنگ کشیده.
خیلی عکساش بامزه است مخصوصا اونایی خودش رو به زور روی اپن نگه داشته

یسنا هم وقتی ساعت خوابش به هم میریزه شیطونیاش بیشتر میشه چقدر جالب.


میبینی چقده بلا دوست جونم
پس تو یه این مسئله هم دردیم
سمانه مامان ستایش
20 آبان 92 3:27
ممنون بابت رمز فرزانه جون عززززیزم چه قشنگ نقاشی کشیدهقربون اون حرف زدن شیرینش برم واااای اون عکسی که بین زمین و هوا مونده بود خیلی باحالهشیطون بلا چه کارا که نمیکنه تبریک میگم بابت خداحافظی راحت با پوشک.راحت شدید دیگه ای جااان که دیگه میتونه جیششو نگه داره.چقدر غر زدی اون روز به بچه فرزانه جون
✿مامان فرزانه✿
پاسخ
خواهش میکنم عزیزم خیلی بلــــــــــــــا خدایش همچین هم راحت نبود پیر شدم تا یاد بگیره اخه سابقه فراموش کردن داشت گفتم بهش غر بزنم تا یادش بمونه و دوباره یادش نره ولی از دلش دراوردم به خدا
مامی محمود
20 آبان 92 17:12
سلام عزیزم اول تشکربابت رمزدوم بئس بزا دخمل نازمون که خانم شده برا خودش و یه کف محکم برا هنرمندی هی خانوم نقاش
✿مامان فرزانه✿
پاسخ
خواهش میکنم عزیزم ممنونم عزیزم
سارا مامانی شیدا
26 آبان 92 11:03
ای جونم با این استعداد نقاشی عالیه عزیزم آفرین وای دوستم خوشحالم که داری این پروزه سخت رو به اتمام میرسونی و امیدوارم موفق باشی و آیسان جونم هم باهات همکاری کنه و زود زود خانم بشه چه بامزه شیدای منم عاشق پرچم های خیابونه
✿مامان فرزانه✿
پاسخ
ممنونم عزیزم خدا کنه زودتر به استقلال کامل تو این قضیه برسه
هیراد و عمه لیلاش
26 آبان 92 22:41
عزیزم برات دو تا پیام گذاشتم نرسیده بوس برای ایسان جونم
✿مامان فرزانه✿
پاسخ
نه عزیزم نرسیده بهم
سارا مامان آرتین
27 آبان 92 0:19
چقدر دلم برات تنگ شده بود خوشکل نقاش خالههههههههههههه الهی بگردم اونجوری از اپن اویزون شدی ...
✿مامان فرزانه✿
پاسخ
ما هم همین طور عزیزم
سارا مامان آرتین
27 آبان 92 0:19
خصوصی خانومی
✿مامان فرزانه✿
پاسخ
چشم میام بهت میگم
مامان روژینا
27 آبان 92 17:47
وای چه کیفی میده بچه ها نقاشی می کشنا من که به جای تو کلی کیف کردم انصافا قشنگم کشیده افرین ایسان جونم آفرییییییین هههههه النا رو بگو که مثل این دخملمون شیطون شده بازیشونم خیلی قشنگه بازی خنده به به از پوشکم گرفتی دخملمونو بابا آفرین مامان زرنگ پس ایسان جونم داره کم خرج می شه فرزانه از دست تو راست می گیا فکرشم نمی کردیم به خاطر ج ی ش بچه ها هم ذوق کنیم ببوس دخمل ناز و خوشگلمونو
✿مامان فرزانه✿
پاسخ
ممنونم عزیزم منو که نگو هر بار میکشه ذوق مرگ میشم واقعا هم مامان زرنگی میخواد با این بچه شیطون که الان بتونی از پوشک بگیریش بله اگه خدا بخواد کی از خرجهای لج درار زندگیمون داره کم میشه خداییش نگو نمیدونی قند تو دلم اب میشه میگه جیش دارم چشم عزیزم شما هم روژینا جونو ببوس
مامانی سارا
27 آبان 92 19:15
آپ اپ اپ اپ یالا یالا یالا
✿مامان فرزانه✿
پاسخ
چشم میام عزیزم ببخشید دخملیمون امون نمیده که اون کامنت هات نرسیده بهم این کامنت اخریت رو هم تایید نکردم گفتم شاید قضیه لو بره درست نباشه ولی خیلی خوب شد که این کار کردید انشاالله دیگه مشکلی بینتون پیش نیاد
مامی محمود
28 آبان 92 11:35
سلام عزیزخاله کجایی دلمون برات تنگیده
✿مامان فرزانه✿
پاسخ
ببخشید اپ کردم الان